عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
161
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
( 71 ) . ص 124 ، كنار : گياهى است از تيرهء عنابها كه غالبا به صورت درختچهايست به ارتفاع يك تا يكونيم متر . از برگهاى كوبيده و ساييدهء اين گياه ، گرد « سدر » تهيّه مىشود كه براى شستن سر و تن به كار مىرود . ( - فرهنگ معين ) ( 72 ) . ص 124 ، بن ( بنه ) : درختى از تيرهء سماقىها كه گونههاى مختلفش در جنگلهاى خشك مناطق مختلف از جمله فارس و لرستان فراوان است و از پوست آن صمغى استخراج مىشود كه سقز يا بطم ( - بطم ) نام دارد ( - همان ) ( 73 ) . ص 125 ، ( پاورقى ) قران : در دورهء قاجاريه ، هر قران معادل 1000 دينار محسوب مىشد . به موجب قانون مورخ 27 اسفند 1308 ه . ش ، ارزش برابرى قران به دينار به 10 / 1 كاهش يافت يعنى ارزش هر قران ( - ريال ) معادل 100 دينار تعيين گرديد . ( - دائرة المعارف فارسى دكتر مصاحب ، ذيل قران ) ( 74 ) . ص 126 ، چل : دهى از دهستان ميرزاوند بخش الوار گرمسيرى شهرستان خرمآباد ( - فرهنگ جغرافيايى ايران ، آباديها ، جلد 6 ) ( 75 ) . ص 126 ، جايدر : دهى از دهستان بالاگريوه بخش ملاوى شهرستان خرمآباد ( همان ) ( 76 ) . ص 127 ، چاه مرتضى على : اين محلّ به نام چاه مرتاض على هم شهرت دارد . شايد بدين مناسبت كه در قديم عبادتگاه درويشى به نام مرتاض على بوده . بعضى هم مدّعىاند كه آنجا قدمگاه حضرت على ( ع ) بوده است ؛ ولى با توجّه به اينكه حضرت على ( ع ) محققا به شيراز نيامدهاند ، اين سخن ، بىمبناست . ( كريمى ، راهنماى آثار تاريخى شيراز ، ص 41 ) ( 77 ) . ص 130 ، كانوا . . . . با بيرنگ : نگارنده براى يافتن معناى دو واژهء « كانوا » و « بيرنگ » به تمام فرهنگهاى معروف فارسى مراجعه كرد و چون به نتيجه نرسيد ، موضوع را با تنى چند از استادان و صاحبنظران برجستهء رشتهء جغرافيا - از جمله آقايان : دكتر محمد حسن گنجى ، دكتر جواد صفىنژاد و مهندس رضا سحاب - در ميان گذاشت ولى متأسفانه ، باز هم ، به نتيجهء مشخّصى دست نيافت . در اين ميان ، تنها نكتهاى كه محرز گرديد اين بود كه لغت « كانوا » واژهاى فرانسوى است Caneva ( S ) كه از جملهء معانى آن طرح و نقشه است . ( - سعيد نفيسى ، 1352 ، ص 251 ) ( 78 ) . ص 135 ، كناره : در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور ( ذيل مدخل كناره ) از دو « كناره » ياد شده كه يكى از توابع مرودشت است و ديگرى از توابع ممسنى ( 79 ) . ص 136 ، يكصد و شصت فرد زراعت : منظور 160 لنگه ( يا 80 جفت ) گاو است . در كشاورزى سنّتى ايران ، گاو مقياس اندازهگيرى مقدار زمين زير كشت بوده است . ( توضيح آقاى دكتر جواد صفىنژاد )